آموزشگاه موسیقی پارسه

بازدید :385
دوشنبه 9 اسفند 1395زمان :16:55
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

محققان معتقدند نتایج تحقیقات گوناگون حاکی از آن است که یادگیری و حتی گوش کردن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد.
محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می‌دهد مغز موسیقی‌دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می‌شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره‌سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می‌کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می‌شود.
لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این‌باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می‌تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا 7 امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی‌های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای 65 سال‌ هم، 4 یا 5 ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می‌آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه‌های مثبتی در مغز سالمندان دیده می‌شود که این تغییرات در نهایت سبب می‌شود سالمندان ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی‌ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می‌آید پیشگیری می‌شود.»
موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر‌گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می‌شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می‌نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می‌شوند و تقویت می‌شوند.
موسیقی به دو شکل می‌تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش‌های عاطفی و ذهنی فرد می‌شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می‌کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می‌شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می‌تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام‌کننده باشد.
جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه‌ریزی را می‌آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا‌می‌گیرند با سرعت بیشتری می‌توانند خود را با آموزش زبان…
دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نت‌های موسیقی را بیاموزید، زمانبندی‌ها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید.
تقویت همین مهارتها به شما کمک می‌کند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانی‌تری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آن چنان تأثیری روی انعطاف‌پذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی – درمانی هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.»
از طرف دیگر، قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن‌ گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس، استاد دانشگاه کارولینا، دراین باره گفت: «هیچ چیزی مانند موسیقی نمی‌تواند همه قسمت‌های مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا می‌شوند قسمت‌های زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت می‌شوند که از جمله آن می‌توان به مرکز زبان‌آموزی و محاسباتی اشاره کرد.
کودکانی که موسیقی گوش می‌دهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا می‌کندکه همین عامل سبب می‌شود مهارت‌های زبان‌آموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر می‌توانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل می‌توانند روی مهارت‌های زبان‌آموزی تأثیر مثبت داشته باشد.»
جالب این‌جاست که هیچ‌گاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده که کودکان حتی قبل از تولد نیز می‌توانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی می‌آموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری می‌گیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص می‌دهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقی‌های اجرا شده توسط موتزارت گوش می‌دهند در امتحانات نتایج بهتری می‌گیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم می‌خورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد.
موسیقی همچنین می‌تواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی می‌کنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی می‌آموزند.
نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش می‌دهد.
زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع می‌شود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در میان کودکان دارد.

نوازندگی و سرگرم شدن با موسیقی یکی از علاقیات انیشتین به شمار می رود این امر باعث تغییرات مثبت زیادی در فعالیت ذهنی این مرد شده بود بهتر است بدانید افراد موسیقیدان هوش بالایی دارند و اگر می خواهید عملکرد ذهنی تان را بالا ببرید به موسیقی روی بیاورید
استادان موسیقی اکنون می‌توانند به کسب و کار خود ببالند، چرا که تحقیقات جدید نشان داده است نوازندگی باعث افزایش هوش و عملکرد بهتر مغز می‌شود.
این اولین باری است که ارتباط مستقیم بین “نوازندگی” و “افزایش هوش” مورد بررسی قرار گرفته است. دلیل آن هم این است که عوامل بسیاری در افزایش توانایی‌های ذهنی تاثیر دارد و دانشمندان در گذشته نتوانسته‌اند این عوامل را تحت کنترل در بیاورند. برای مثال، عوامل اقتصادی-اجتماعی در تحقیقات گذشته به عنوان شاخصی برای بهبود وضعیت تحصیلی شناسایی شدند.
گفتنی است؛ انیشتین نواختن پیانو و ویولن را از مادرش فرا گرفته و برای تقویت مهارت‌های ذهنی خود هنگام تدوین تئوری‌هایش از نوازندگی استفاده می‌کرد.
نکته جالب این است که تصور می‌شود نوعی هم‌پوشانی بین متغیر یاد شده و “شناخت موسیقی” وجود دارد؛ به طوری که شاید بتوان گفت نوازندگان به طور کلی از موقعیت مالی بهتری برای یادگیری موسیقی برخوردارند.
تحقیقی در سال ۲۰۱۱ با بررسی ضریب هوشی کودکان نوازنده (در فاصله سنی ۹ تا ۱۲ سال) نشان داد، آن‌ها از توانایی‌های ذهنی مثل انجام چندین کار در یک زمان (multi-tasking)، تصمیم‌گیری‌های منطقی و حل درست مسائل برخوردارند.
همچنین دانشمندان به تازگی با انجام آزمایش‌های ام آر آی مغز افراد تاثیر موسیقی را بر عملکرد مغز افراد مورد بررسی قرار دادند. تصاویر اسکن مغز این افراد را در زیر مشاهده می‌کنید.
همانطور که از این تصاویر پیداست، نوازندگان در مقایسه با افرادی که هیچ تخصصی در زمینه موسیقی ندارند، در آزمون‌های ارزیابی هوش نمرات بالاتری دریافت کرده‌اند.

محققان امیدوارند بتوانند با توسعه این مطالعه، کمک شایانی به کودکان دارای مشکلات یادگیری کنند.

آموزشگاه موسیقی



مشاهده پست مشابه : مفهوم ریتم در کیبورد
بازدید :368
چهارشنبه 4 اسفند 1395زمان :17:03
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مقاله حاضر با عنوان «موسقی راک چیست؟» گزیده ای هستند که به انتخاب مترجم، از مقاله ای توسط کِوین توئیت (Kevin Twit) درباره موسیقی راک با عنوان اصلی «معیارهایی برای قضاوت موسیقی راک» ترجمه شده اند. این مقاله در سال ۲۰۰۱ در سایت مجله هزار سوم ( IIIM Magazine) منتشر گردیده است.
ارزیابی موسیقی راک
موسیقی راک چیست؟ پاسخ دادن به این پرسش دشوارتر از آن است که در ابتدا به نظر می رسد. نویسندگان زیادی به طور کلی به این پرسش پاسخ داده اند و آن را همچنان در هاله ای از ابهام رها کرده اند. در اینجا نیز قصد پاسخگویی دقیق به این سوال را نداریم اما تلاش می کنیم تا چند مورد را درباره این نوع موسیقی بیان کنیم. در ابتدا به خاطر بسپارید که گوش کردن به یک قطعه و طبقه بندی آن بسیار راحت تر از توصیف کردن آن است.

تقریبا در جامعه امروز همه با گوش دادن می توانند تشخیص دهند که یک قطعه راک است یا خیر. به نظر نگارنده سه جنبه وجود دارند که باید در تعریف موسیقی راک گنجانده شوند.

موسیقی راک یک پدیده فرهنگی، سبک نوازندگی و فرم خاصی است. در هر حال هیچ کدام از این جنبه ها، به تنهایی، برای توصیف موسیقی راک کافی نیستند. موسیقی راک ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ جوانان و کوشش برای جاودانه کردن جوانی دارد.

در واقع می توان گفت موسیقی راک شیوه ای است برای بیان پرستش جوانی در فرهنگ ما. شولتز و دستیارش بر این باورند که راک «سرود مشارکت درام گونه در زندگی نوجوانی است که سرشار است از تجربه عمیق باورها، ارزش ها و فعالیت های نوجوانان.» در اینجا شولتز به جنبه های جامعه شناسی راک اشاره می کند. اما موسیقی راک تنها به این جنبه ختم نمی شود. همانطور که آنها اشاره می کنند راک را می توان به عنوان گونه ای موسیقایی نیز تعریف کرد.

در واقع این جنبه از مفهوم راک است که تن به تعریف نمی دهد؛ اولا، موسیقی راک سبک خاص خود را دارد که از عناصر گوناگونی ناشی می شود مانند: ضربه، عمق احساسات (تأثیر گرفته از بلوز)، صداهای خاص (مانند صدای گوشخراش انسان، گیتار الکتریک و درامز) و برداشتی مشخص. رویکرد من، به عنوان یک موزیسین، نسبت به موسیقی راک با رویکردم نسبت به موسیقی جز، کانتری یا موسیقی کلاسیک بسیار متفاوت است.

این تفاوت را می توان در حال و هوای ریتم ها، استفاده از تزئینات میکروتونال، ویبراتو و تن هایی که به کار می برم احساس کرد. نکته جالب توجه این است که زمانی که کسی تلاش می کند موسیقی راک را به شیوه ای غیر اصیل اجرا کند یک موزیسین (و حتی طرفداران موسیقی راک) فورا متوجه می شود. «برداشتی» که درباره آن بحث شد چیزی نیست که بتوان با آگاهی از نت نویسی سنتی بدست آورد. این مفهوم هم شبیه به جمله بیل ادگار درباره موسیقی جز است؛ در واقع موسیقی جز یک سبک نوازندگی است و به همین دلیل «نت ها زیاد به درد نمی خورند مگر اینکه طرف واقعا موزیسین جز باشد!» این مسئله در مورد موسیقی راک هم کاملا صدق می کند.

موسیقی راک علاوه بر سبک خاص، فرم یا ساختار خاص خود را نیز دارد. اندرو چستر در مقاله ی بسیار پربار خود، بین «فرم اکستنشنال ساخت موسیقایی» که موسیقی کلاسیک غربی اکثرا از آن پیروی می کند (extensional form of musical construction) و «پیشروی اینتنشنال» (intensional development) به خوبی تفاوت قائل می شود. چستر اشاره می کند که در حالیکه موسیقی راک فرم هایی دارد که از حالت اکستنشنال پیروی می کنند (مانند موسیقی های غیر اروپایی دیگر)، اما پیشروی آن اینتنشنال است.

چستر توضیح می دهد که در پیشروی اکستنشنال «تم، واریاسیون ها، کنترپوآن، تونالیته ابزارهایی هستند که به صورت همزمان و در زمان (دیاکرونیک) از هسته های موسیقیایی پایه خروج می کنند. بدین ترتیب پیچیدگی بوجود آمده حاصل از ترکیب عناصر ساده است که در این واحد پیچیده، دست نخورده و متمایز باقی می مانند.» به بیان ساده تر، موسیقی با ترکیب خلاقانه عناصر کوچک در فرم های دلنشین علاقه مخاطب را جذب می کند.

آموزشگاه موسیقی

بازدید :388
دوشنبه 2 اسفند 1395زمان :16:52
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دنیای کودکان پر از صدا و موسیقیاست و در همه جای جهان کودکان دارای این قابلیت هستند که نسبت به موسیقی واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراوانی به جستجو در امکانات صوتی هرچیز دارند و از ایجاد صدا از اشیا لذت میبرند و اگر این صدا دارای ریتم باشد، میتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگیزه موسیقایی آنان را تقویت کند.

کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محیط اطراف خود خو میگیرند و بنابر میزان توانایی خود در تولید و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با این پدیده ارتباط برقرار میکنند. از آنجایی که واکنش نشان دادن به صدا پیشرفته ترین توانایی در نوزادان است، کودک از همان ابتدای تولد باید از نظر موسیقی تغذیه شود.

خواندن ترانه های ریتمیک ملایم، حس آرامش و امنیت را در نوزاد حساس تقویت میکند. قرنهاست که لالایی های آهنگسازان بزرگ و ملودیهای جذاب خودانگیخته که به آهستگی زمزمه شود، کودکان را به خوابی آرام فروبرده است. در چنین حالتی، کیفیت صدای خواننده اهمیتی ندارد بلکه مهم ارتباطی است که از این طریق با کودک برقرار میشود.

کودکان در حدود سه سالگی علاقه ای واقعی به هر نوع فعالیت موسیقی نشان میدهند و این زمان بسیار مناسبی برای والدین و مربیان است تا در شناخت و درک ساختار موسیقی به کودک کمک کنند. هنگامی که موسیقی به شیوه ای آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وی ارایه شود، بدون شک به شناخت و آگاهی او منجر خواهد شد.

در این سن، کودکان تقریبا در تمام زمان بیداری خود در حال جنب و جوش و فعالیت هستند از راه رفتن و دویدن گرفته تا بالا و پایین پریدن، سر خوردن، جهیدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسیاری از موارد این حرکات میتوانند در سمت نمایشی کردن ترانه ها، داستانهای کوچک و ساده و قطعات کوچک موزیکال به کار روند. بازیهایی که همراه با موسیقی اجرا میشوند برای داشتن اوقاتی خوش که همراه موسیقی، فعالیت و سرخوشی است برای کودک و بزرگسال به یک اندازه مفید و نشاط آور است.

میتوان گفت که کودکان در سنین ۴ و ۵ سالگی، در زمینه به وجود آوردن موسیقی بسیار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سنی دیگری به خلق موسیقی میپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو میپردازند و موسیقی محرکی اساسی برای فعالیتهای آنان به شمار میرود. هنگامی که کودکان ۴ و ۵ ساله اند، برای تجربیات برنامه ریزی شده آمادگی بیشتری دارند و توجه کنید که باید تعادل در این برنامه ریزی رعایت شده باشد. به این ترتیب که زمانی برای شنیدن و شناخت ارزش موسیقی، خواندن، نواختن ساز و ایجاد صدا، ساختن شعر و موسیقی و خلاصه انواع فعالیتهایی که در این صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

شنیدن موسیقی کاریست که میتواند در تمام مراحل فعالیتهای روزانه انجام شود. در واقع عادت به شنیدن موسیقی، پایه و اساس تمام تجربیات موسیقایی است. البته در این سن، کودک به مرحله ای رسیده است که میتواند مدت کوتاهی بنشیند و با دقت به یک اجرای کوتاه یا یک قطعه کوچک موسیقی ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستانی مانند “پیتر و گرگ [1]” اثر سرگئی پروکوفیف Sergei Prokofiev میتواند در چنین اوقاتی استفاده شود. این داستان به خصوص برای آشنایی با بعضی از سازهای ارکستر مناسب است.

یک فعالیت جذاب دیگر برای این کودکان، شنیدن یک قطعه موسیقی و ساختن داستانی برای آن است. همچنین داستانهایی که با موسیقی پرورانده شده باشند و دارای ریتم و ملودی باشند (در داستانهای زیبای فارسی، از گفتگوهای ریتمیک بسیار استفاده شده است و لزوما نباید به دنبال نمونه خارجی آن بود. از جمله کدوی قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندی، نمکی و…) چنین بازیهایی میتواند علاقه کودک به موسیقی را بسیار افزایش دهد.

خواندن ترانه شور و شوق فراوانی برای کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنیدن آوازی که برای آنها خوانده شود، هستند. صدای کوچک این موسیقیدانان ۴ و ۵ ساله شاید برای تعقیب بالا و پایینهای موسیقی یک ترانه چندان قوی نباشد، والدین و مربیان باید توجه کنند که نباید بیش از حد توان کودک از او توقع کاری بینقص و خواندن بدون ایراد داشته باشند.

توجه کنید که در این سن ترانه هایی برای خواندن کودک مناسبند که بین نتهای “دو” وسط تا “لا” بعد از آن باشند. برای تشویق کودک به خواندن، باید از ترانه هایی استفاده کنیم که خواندن آن برایش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهای آن اندک باشد و برای نواختن آن به تمام کلیدهای پیانو نیاز نباشد. ترانه هایی که از کلمات تکراری، عبارات موزون و الگوهای ریتمیک تکرار شونده برخوردار باشند بسیار مناسبند. از طرفی این اشعار برای پروش قدرت بیان و توسعه گنجینه لغت کودک نیز بسیار مناسب هستند.

اشعار مهدکودکی و ترانه هایی که از طریق شرکت دادن کودک در نوعی بازی و فعالیت مانند دست زدن، پای کوبی و ضرب گرفتن روی میز، شناخت موسیقی وی را تقویت میکنند نیز انتخابهای مناسبی هستند. هنگامی که کلمات شعر در ذهن کودک باقی ماند، میتوان برای افزودن به جذابیت آن و شمردن ضرب از یک ساز ساده کوبه ای استفاده کرد که در این میان میتوان به طبل، دایره زنگی، تکه های چوب و سنج اشاره نمود.

بازیهایی که در طی آن انگشتان، دستها و اعضای دیگر بدن حرکت میکنند موجب آگاهی از تواناییهای جنبشی و همچنین هماهنگ سازی عضلات میشوند. آهنگها و حرکات ساده و ریتمیک متغیر کودک را با لایه های زیرین ریتم در موسیقی و همچنین با تاکیدها و کشیدگیهای صوتی آشنا میکنند. توجه کنید که هر قصه ای، حتا داستان ساکت و ساکن “موطلایی و سه خرس” هم میتواند با افزودن صدا، ریتم قدمهای خرسها وبه شعر تبدیل کردن گفتگوها به موضوعی برای ترانه خوانی و موسیقی تبدیل شود.

آنچه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، انتخاب موسیقی مناسب با سن کودک است. ترانه هایی انتخاب کنید که موضوع آن و کلمات اشعارش برای کودک جذاب باشد. کودکان کم سن به خصوص با ترانه های همراه با حرکت (مانند قطار بازی)، بازیهایی که با شعر خوانی انجام میشود (عمو زنجیر باف، گرگم و گله میبرم) ، ترانه هایی از برنامه های محبوبشان و اشعاری که دربر دارنده موضوعات زیر باشد لذت میبرند:

فراموش نکنید که هرچند ترانه های کوتاه برای کودکان جذاب تر است، اما اشعار پرسش و پاسخ یا داستانهای موزون طولانی تر هم برایشان جذاب است. سوال و جواب در ترانه خوانی، جنبه منطقی ذهن کودک را نیز تقویت میکند.

Image result for music

یک عنصر کلیدی دیگر که هنگام انتخاب موسیقی برای کودکان، توجه داشتن به تناسب میان کلمات و ملودی ترانه است. معنی کلمات باید در سبک موسیقی منعکس شده باشد. جمله بندی اشعار و ملودی نیز باید همزمان و منطبق بر یکدیگر باشد. در واقع کلمات و ملودی باید مانند آستر و رویه، یکدیگر را کامل کنند.

به یاد داشته باشید که یکی از اساسی ترین اهداف موسیقی، غنی کردن زندگی کودک از طریق تجربیات موسیقایی او و کمک به پرورش حس زیبایی شناسی اوست. وجود یک برنامه متعادل در کنار سایر فعالیتهای زندگی کودک میتواند بسیار رضایت بخش باشد و پرداختن به موسیقی نباید به شکل یک وظیفه اجباری و زجر آور به او تحمیل شود.

علاقه مندان به شرکت در کلاس های موسیقی کودک و آموزش ارف در آموزشگاه موسیقی هنر پارسه می توانند به آموزشگاه موسیقیهنر پارسه واقع در میدان هفت تیر مراجعه نموده و یا با شماره تماس های 88824774 و 88302969 تماس حاصل فرمایند.

بازدید :339
يکشنبه 24 بهمن 1395زمان :10:55
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

از جمله مهمترین منابعی که موسیقی Jazz از آن استفاده میکند سبک موسیقیBlues است.

این سبک، از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکایی مانند آوزاهایی که در هنگام کشت و کار میخوانند، یا آوازهای مذهبی و بخصوص ترانه هایی که در دوران برده داری برده ها میخواندند بوجود آمده است.

به روایتی از سال ۱۹۸۰ سیاهان آمریکایی این نوع ترانه ها را شروع به خواندن کردند. اما به تدریج تاثیر این سبک موسیقی بر سایر سبکها مانند Soul، Rock، Country و حتی Jazz بطور آشکاری مشاهده شد.

Blues های آوازی معمولا” مفاهیم مشخص و محدودی دارند، اغلب آنها ترانه هایی با مایه های غم انگیز راجع به بی وفایی در عشق یا خیانت و … بوده و دارای ملودی های ساده و کوچک میباشند.

هر قسمت از ترانه های Blues معمولا” در حالت استاندارد از ۱۲ میزان تشکیل شده و خواننده تمام شعر را معمولا” با تفاوت کمی روی ملودی همان ۱۲ میزان میخواند، بعد ساز سولو همان ملودی را با کمی تغییر و بداه نوازی اجرا می کند.

Blues استاندارد معمولا” در یک گام بزرگ با استفاده از سه آکورد I و IV و V ساخته میشود که البته برای رنگ آمیزی آکوردها اغلب آنها حداقل هفت می شوند. ناگفته نماند که بلوز در گام های کوچک هم اجرا می شود.

نکته دیگر آنکه اغلب موسیقدانان بزرگ و صاحب سبک هر یک برای خود progression های خاصی را در بلوز استفاده میکنند.

مثلا” چارلی پارکر نوازنده توانای سازهای بادی از این ترتیب هارمونی ها برای Blues استفاده میکند:

Imaj7 VIIm7-5 III7-9 VIm7 II7 Vm7 I7 IVmaj7 IVm7 bVII7


مسئله جالبی که تقریبآ در تمام قطعات Blues دوازده میزانی می توان پیدا کرد آن است که این دوازده میزان به سه گروه چهارتایی تقسیم می شوند که در هر چهار میزان دو میزان خواننده میخواند و بعد دومیزان ساز همراهی میکند.

Image result for jazz blues

نکته مهم دیگر در یک قطعه Blues نت آبی یا محزون است که در ملودی ویژگی خاصی را القا می کند. کافی است شما در یک گام بزرگ نتهای سوم یا پنجم را کمی بم کنید (حد اکثر نیم پرده برای سازهای شستی دار) در اینصورت حس بلوز بوجود میاد.

اغلب قطعات Blues ریتمهای معتدل یا آرامی دارند و بندرت سریع اجرا میشوند.

آموزشگاه موسیقی

بازدید :376
سه شنبه 19 بهمن 1395زمان :14:16
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رس واکنش بیولوژیکی بدن برای محافظت انسان از خطرات است اما برخی از ترسها ریشه در فرهنگ و اجتماع دارد که «ترس از صحنه» از جمله این گونه ترسهاست.پابلو کازالس۳، از بزرگ‌ترین نوازندگان ویولن سل در قرن بیستم، سال ۱۹۵۴ در مصاحبه‌ای ترس از صحنه را این‌گونه توصیف می‌کند: «هنوز اولین کنسرتم در بارسلونا را به خوبی به یاد دارم. همراه پدرم با تراموا به محل کنسرت می‌رفتم.به قدری نگران و پریشان بودم که ناگهان از جا پریده، فریاد زدم: «ابتدای قطعه را فراموش کرده‌ام.» پدرم گفت: «آرام باش. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.



باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت و مجبور شد مدتی نوازندگی حرفه‌ای را کنار بگذارد.

تنش و فشار عصبی‌ای که مدتی قبل از اجرا بر وجود موزیسین، سخنران و یا هنرپیشه مستولی می‌گردد «ترس از رفتن بر روی صحنه» نام دارد. این ترس که مانع تبادل انرژی بین نوازنده و شنوندگان می‌شود در مواردی آن‌چنان شدید است که به لغو کنسرت می‌انجامد.

با جمع‌بندی تحقیقات انجام‌شده در این زمینه می‌توان پی برد که ۵۰ درصد نوازندگان حرفه‌ای و ۷۰ درصد دانشجویان موسیقی چنین ترسهایی را تجربه می‌کنند. در کل نوازندگان سه تا چهار برابر بیش از دیگران در معرض خطرات بالای چنین ترسهایی قرار دارند.

بسیاری از نوازندگان برای مقابله با این ترس مشتقاتی از بتابلاکرها۵ مصرف می‌کنند اما مصرف دایمی و نابه‌جای این قرصها و یا مصرف الکل نه تنها عوامل ایجاد این ترس را از بین نمی‌برد بلکه در درازمدت به سلامت موزیسین نیز آسیب می‌رساند و تواناییهای تکنیکی و موسیقایی او را محدود می‌نماید.
عوامل جسمانی و روانی متعددی این ترس و نگرانی را موجب می‌شود.
هنگامی که نوازنده مقابل شنوندگان مردد و فاقد اعتماد به نفسِ کافی است مراکز کنترل بدن در هیپوتالاموس واکنش نشان داده، ترشح هورمونهای آدرنالین و نورآدرنالین از غدد فوق کلیوی افزایش می‌یابد.
این هورمونها هم‌زمان اثرات مثبت و منفی بسیاری را دارا هستند. علایمی مانند لرزش زانوها، افزایش ضربان قلب و تعرق، وقفه در تنفس،‌ لکنت زبان و ترس، از اثرات منفی این هورمونها هستند.
از سوی دیگر وجود این ترس و هیجان به میزانی که توانایی شخص را محدود ننماید همچون نیرو و محرکی است که بدون آن اجرا ممکن نیست.
نخستین نشانه‌های این ترس مدتها پیش از اجرا در اختلالات رفتاری‌ای همچون خشم، زودرنجی و انزواطلبی نمود پیدا می‌کند و روابط شخص با دیگران بسیار آسیب‌پذیر می‌گردد.
حالات درونی نوازنده هنگام غلبه این ترس بسیار متغیر است. از طرفی با برانگیختن احساسات شنوندگان و به وجد آوردن آنان احساس بزرگی و شکوه می‌نماید و از طرف دیگر نگران است که نتواند انتظارات و خواسته‌های خود و دیگران را برآورده سازد.
به طور کلی نشانه‌های ترس از صحنه را می‌توان در سه گروه زیر قرار داد:

۱ـ از کار افتادن بخشی از سیستم عصبی (Blockade)

2ـ واکنشهای روان‌تنی

۳ـ توجه نکردن به هویت خود و زوال شخصیت(Depersonalisation)

در حالت اول نوازنده احساس می‌کند قطعاتی را که قبلاً تمرین نموده بود از یاد برده است و بر حافظه، قدرت ادراک و احساس و حرکات خود کنترل و تسلط کامل ندارد.
واکنشهای روان‌تنی همان‌گونه که قبلاً نیز بیان شد در حالاتی همچون افزایش ضربان قلب و تعرق، خشکی دهان، احساس گرفتگی گلو، لرزش زانوها، بازوها و دست، کاهش قدرت تمرکز و حافظه آشکار می‌گردد.
در حالت سوم تسلط نوازنده بر خود در ارتباط با محیط و شنوندگان کم می‌شود و بسیار خشک و انعطاف‌ناپذیر بر روی صحنه حضور می‌یابد.
پیدایش ترس از صحنه اغلب ریشه در پروسه یادگیری و آموزش نوازنده دارد. عواملی مانند استرس تمرین و اجرا، موقعیت شغلی و اقتصادی نامشخص و فشارهای اجتماعی از دیگر عوامل بروز این ترس به شمار می‌روند.

معمولاً هنگامی که نوازنده‌ای از شغل خود صحبت می‌کند نکاتی همچون استرس و رقابت، موقعیت شغلی نامطمئن، جنبه سوددهی و تجاری کار، قابلیت به اثبات رساندن خود و زبده و نخبه بودن را ذکر می‌نماید.

شرایط آموزشی نامناسب که اغلب در رابطه مستبدانه بین استاد و شاگرد متجلی می‌گردد می‌تواند انگیزه هنرجویی مستعد و ساعتها تمرین او را نقش بر آب سازد.
همین‌طور راهنماییهای ناکافی در مورد انتخاب ساز و قطعات، چگونگی نگه‌داشتن بدن، ویژگیهای خاص هر ساز، تمرین بسیار زیاد، انتظار و توقع بیش از حد از هنرجو و تحقیر او می‌تواند آسیبهای جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد.
ارتباط بین ترس از صحنه و شرایط نامناسب آموزشی در مثال زیر به روشنی بیان می‌گردد، ویولونیست ۳۲ ساله‌ای اغلب در ارکستر آن‌چنان دچار ترس و اضطراب می‌شود که بارها هنگام معرفی صحنه را ترک نموده است.

او می‌گوید: «ترسم از این است که شنوندگان پی ببرند چقدر بد می‌نوازم.»این نوازنده فراگیری ویولن را نزد پدرش که نوازنده‌ای حرفه‌ای و بسیار سخت‌گیر بود آغاز نموده است. معلمان بعدی او نیز علاوه بر سخت‌گیری پدر او را تحقیر می‌نمودند. «فقط باید تکنیک و حالت بدن آنها را می‌آموختم. همیشه امیدوار بودم روزی از موقعیت شاگردی و تحقیر دایمی معلمان رها شوم. هر کنسرت نیرو و انرژی فوق‌العاده‌ای از من می‌گیرد و ترس پیوسته با من است.»
گاهی نیز خانواده بدون توجه به خواسته‌ها و تمایلات کودک تنها از روی جاه‌طلبی و یا تحقق آرزوهای برآورده‌نشده خود کودک را به فراگیری ساز تشویق می‌کند که مقاومت درونی و بی‌میلی نوازنده نسبت به ساز و شغل خود سالها بعد در این‌گونه ترسها نمایان می‌گردد.
همچنین بر اساس تحقیقات، بسیاری از موزیسینها به اختلالات خودشیفتگی (نارسیستی) مبتلا هستند و دایماً نیاز به تأیید شدن از سوی دیگران دارند که در صورت برآورده نشدن این نیاز دچار ترس و عدم اطمینان می‌شوند.

هر قدر این ترس زمان طولانی‌تری بر شخصیت نوازنده خدشه وارد سازد درمان آن مشکل‌تر خواهد شد. اما اغلب مانند دیگر اختلالات جسمی ـ روانی بر روی این ترس نیز سرپوشی از سکوت گذاشته می‌شود و نوازندگان به خاطر خجالت و یا ضرر و زیان شغلی ترسشان را پنهان نگه می‌دارند.
از طرف دیگر این ترس در پشت اختلالات جسمانی‌ای همچون اختلال در خواب، اضطراب و بی‌قراری و درد عضلات پنهان می‌ماند و در تشخیصهای پزشکی نیز هنوز همچون گذشته تنها به عوارض جسمانی توجه می‌گردد و مسائلی مانند محیط خانواده و کار و پروسه آموزش نوازنده نادیده گرفته می‌شود و ریشه و عامل اصلی ایجاد ترس شناخته نمی‌گردد.
تکنیکها و راههای مختلفی برای برطرف نمودن این ترس وجود دارد. تصمیم‌گیری در مورد انتخاب راههای درمانی بهتر است با توجه به شدت و دوام ترس و موقعیتی که باعث بروز این حالت می‌شود صورت پذیرد.
کینزیولوگی یکی از راههای غلبه بر «ترس از صحنه» است.
منبع: ماهنامه موسیقی مقام

باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»

هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت .

آموزشگاه موسیقی

بازدید :331
شنبه 2 بهمن 1395زمان :16:16
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

روش های آموزش موسیقی و متدهای آموزشی این هنر بویژه برای خردسالان دهها سال است که در کشورهای پیشرفته جا افتاده و تدریس می شود اما در ایران هنوز اندر خم یک کوچه است.

متد آموزش موسیقی ارف که مبدع و مبتکر آن کارل ارف (۱۸۹۵-۱۹۸۲) آهنگساز آلمانی بوده سالها است که در کشورهای مختلف دنیا اجرا می شود ؛ این متد در ایران سال 1348 توسط دکتر سعید خدیری که دانش آموختة مکتب ارف در آلمان بود ، مطرح شد وازآن زمان کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان سازمان رادیو تلویزیون تحت نظر وی شیوه آموزش موسیقی بر مبنای متد ارف را آغاز کرد.

در متد اُرف عناصری مثل بیان،آواز، ریتم و حرکت مبنا قرار می گیرند که با گرایش به موسیقی ،نمایش وحرکت به صورت تجربی ، توانائی های ذهنی و جسمی، مهارت های شنیداری و رفتاری کودکان،ذوق تشخیص موسیقی و زیبائی شناسی آنها را تقویت می کند و از طریق استفاده از سازهای بسیار ساده از نظر ساختمان و طرز اجرا، استعداد کودکان را پرورش می دهد.

از اواخر دهه چهل تا کنون همواره تدریس موسیقی با استفاده از شیوه ارف محل نزاع اهل موسیقی و مدرسان این رشته بوده و عده ای در جهت دفاع از این متد با این استناد که در دهه های اخیر عالمگیر شده است سخن می گویند و عده ای نیز تدریس آن را سوق دادن فرزندان این ملک به سوی غرب و بیگانه می انگارند.

اخیرا ساسان فاطمی پژوهشگر و کارشناس موسیقی در بروشورآلبوم تازه منتشر شده موسسه ماهور چنین نوشته است :„اکنون سالها است که کودکان ما موسیقی را در کلاسهای موسوم به” ارف„، که تماما بر اساس موسیقی غربی برنامه ریزی شده اند آموزش می بینند،گوش کودک ایرانی از همان ابتدا با گام ها و فواصل غربی ،نظام ریتمیک غربی وهمچنین ملودی های غربی خو می گیرد و بدیهی است که به تدریج موسیقی و نظام موسیقایی ایرانی برای او تبدیل به موسیقی و نظامی غریبه و ناآشنا می شود موسیقی هایی که برای کودکان تولید و منتشر می شوند نیز متاسفانه همین نوع موسیقی را ترویج می کنند و گاه هیچ نیستند جز شعرفارسی بر روی ملودی های غربی… .”

در جهان امروز متدهای جهانی و کارآمد دیگرهم مثل سوزوکی،کدای و… در زمینه آموزش موسیقی وجود دارد اما هیچکدام مثل متد ارف بویژه در ایران شناخته شده و جا افتاده نیست.

مهدی آذرسینا که خود از شاگردان دکتر خدیری در آموزش موسیقی به شیوه ارف است می گوید:„ما باید متد مناسبی را داشته باشیم که به درد ما بخورد و با نیازهای ما سازگار باشد من بر این باور هستم که ممکن است بشود به کودک شش ،هفت ساله” راک کشمیر„یا” نصیرخانی”(از گوشه های موسیقی سنتی ایران) هم یاد داد اما این کار هم درست نیست و هم نیاز جنبی آموزش موسیقی را بر آورده نمی‌‏کند .

با گذشت نزدیک به چهل سال از آموزش موسیقی به روش ارف در ایران، گروه موسیقی خبرگزاری مهر بر آن است تا با نظر سنجی از مخالفان و موافقان تدریس این شیوه آموزشی جهت دست یافتن به یک اجماع کلی در زمینه تدریس موسیقی گام بردارد ؛ بدون شک در این مسیر نقش مراکز آموزشی و آکادمیک هنر موسیقی در تهیه و ارائه روشی علمی که مبتنی بر فرهنگ ملی بوده وهمه نیازهای آموزشی را بر اساس موسیقی ایرانی مرتفع سازد بسیار حائز اهمیت خواهد بود.

کتابی برای آموزش موسیقی به کودکان پیش رو است. از نامش بر می‌آید که حاصل مسیری و رهاورد سفری باشد از روش «کارل ارف» تا دنیای موسیقی ایرانی. سفری که گویا برای مسافرش سی سال به درازا کشیده است. هر جلد از این مجموعه‌ی دو جلدی با نوشته‌ی «رضا مهدوی» (که در هر دو تکرار شده) آغاز می‌شود؛ در آن می‌خوانیم «[موسیقی کودک] با توجه به رشد فزاینده‌ی جمعیت در ایران، به زودی به یکی از مهم‌ترین شاخه‌های درخت تناور موسیقی این کشور تبدیل خواهد شد.» جدا از اینکه بپرسیم آیا درخت موسیقی ما اکنون تناور است؟ باید گفت: موسیقی کودک دست‌کم تا آنجا که به آموزش مربوط است و در کمیت، هم اکنون اگر نه مهم‌ترین، یکی از مهم‌ترین شاخه‌ها در درخت تناور اقتصاد آموزشگاه‌های خصوصی و کودکستان‌های ایران است.

متن کتاب از همین ابتدا تا پایان جلد دوم، میان کارکردهای دوگانه پیچ و تاب می‌خورد. رضا مهدوی در نوشته‌ی آغازینش چاپ آن را «…به قصد مطرح شدن مطالب آن در بین متخصصان فن و افراد با تجربه در این رشته…» دانسته است.

اما نگاه به طراحی تصویری کتاب و گاه تمرین‌های نوشته شده در متن (که حتماً باید آنها را بچه‌ها پر کنند) این امر را به ذهن می‌آورد که کتاب یک کتاب آموزشی برای بچه‌ها هم هست. خود نویسنده نیز در متن هر دو کارکرد را با هم در نظر داشته و جا‌به‌جا میان یک متن روش تدریس و بیانیه‌ی نوعی روش آموزشی (یا برداشت شخصی از روشی قبلاً تثبیت شده) برای آموزگاران و یک کتابچه‌ی آموزشی که برای بچه‌ها نوشته شده نوسان می‌کند.

شاید نبود امکان چاپ یک کتاب برای بچه‌ها و یکی هم برای آموزگاران باعث این کارکردهای گونه‌گون شده است. به نظر می‌رسد که این امر در بعضی موارد باعث شده که نویسنده نتواند توضیحات کامل و جامعی برای آموزگاران بنگارد.

پس از این مقدمه دو نوشته از «مهدی آذرسینا» (مولف کتاب) آمده: «آموزش موسیقی برای چیست؟» و «ملودی‌های ناب موسیقی ایرانی». این دو نوشته خطوط کلی تفکر هنری و آموزشی او را نشان داده و بیان می‌دارد که دغدغه‌ی مولف چیست و چه عواملی منجر به آفرینش چنین اثری شده است. ترکیبی از این دو متن کوتاه می‌توانست تبدیل به مقاله‌ای شود که جایش در پرونده‌ی موسیقی کودک است.

درست همان دغدغه‌ها و مشکلاتی که از چندی پیش در آنجا مطرح می‌شود در متنی جدا و از راهی جدا راه یافته است و این بار به قلم یکی از کسانی که تجربه‌ای دراز در آموزش موسیقی به کودکان دارد. او می‌گوید: «[آموزش دست و پا شکسته‌ی روش اروپایی ارف] ممکن است کودکان را به حدی با موسیقی جدی و موسیقی اصیل خودشان بیگانه کند که نتوان به سادگی تاثیر آن را از بین برد.» این یکی از همان نگرانی‌هایی است که ما را هم به نوشتن آن مجموعه مقالات واداشت.

روش کار برای ایجاد این خوانش جدید یا ایرانی شده از روش «کارل ارف» در گفته‌های «مهدی آذرسینا» (البته در ابتدای جلد دوم) به این صورت آمده است: «با استفاده از متد ارف و تمام تاثیرهای آموزشی آن در حد زیادی استفاده می‌کنیم و ارکان اصلی را بر مبنای اصول ارف قرار می‌دهیم. با استفاده از متد ارف، سادگی و روانی ملودی‌ها را با ظرفیت و فراگیری و فهم کودکان تنظیم می‌کنیم و برای شروع از همان فواصل و ترکیب‌هایی که ارف به کار برده است بهره می‌گیریم، ولی در فرصت مناسب، از ملودی‌های ناب و ایرانی استفاده می‌کنیم؛ البته حساب شده و مدون و به دست موسیقی‌دان صاحب صلاحیت.» این جملات که خط مشی این روش آموزشی را مشخص می‌کند کمی دیر و از نیمه‌ی راه به خواننده گفته می‌شود (شاید هم فرض بر این بوده که خوانندگان حتماً هر دو جلد را در اختیار دارند.)

کلاس با معرفی بچه‌ها آغاز می‌شود. این معرفی موسیقایی که از دیدگاه ملودی بر بنیاد فاصله‌ی سوم قرار دارد، تاکیدش را بر وزن نام بچه‌های کلاس گذاشته است. البته این برای بیشتر مربیان موسیقی کودک (به‌خصوص آنها که در کودکستان‌ها کار می‌کنند و معمولاً دانش موسیقایی کمتری دارند) دشوار است که در هر لحظه بتوانند بر اساس تعداد هجاهای موجود در نام هریک از بچه‌ها، یکی از الگوهای پیشنهاد شده را برگزینند.

به جز یک مورد که در این بخش از فاصله‌ی دوم به دلیل طولانی بودن نام علی‌رضا (و نیاز به طولانی کردن الگوی اجرایی) استفاده شده، بقیه‌ی نام‌ها بر ترکیبی از یک فاصله‌ی سوم خوانده می‌شود. هر چند آذرسینا در جایی از کتاب گفته که این فاصله در طبیعت هم (آواز پرندگان و …) موجود است و کودکان آن را به راحتی می‌خوانند اما مشخص نیست که اگر هدف، آموزش موسیقی ایرانی به کودکان بوده چرا از همان ابتدا با فاصله‌ی دوم که در موسیقی ایرانی بیشتر دیده می‌شود شروع نشده؟ آیا مشکل توان اجرایی سازها بوده یا مبتنی بر یک آزمایش و تجربه با کودکان است؟

اگر مورد اول باعث این انتخاب شده باید گفت که گاه آن آمد که شجاعت به خرج دهیم و آنچه را لازم داریم با دستان خودمان بسازیم. اگر این سازها برای روشمان کافی نیست باید یافت یا ساخت. اما دلیل دوم تفاوت می‌کند؛ در هر صورت بهتر بود دلایل برای اهل فن روشن می‌شد تا آنان هم بتوانند دست به آزمایش بزنند.

جهت کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره (به صورت رایگان) می توانید به آموزشگاه موسیقیهنر پارسه مراجعه و یا تماس حاصل فرمایید:
ضلع شمالی میدان هفت تیر، ساختمان نگین آبی، طبقه چهارم واحد 403 آموزشگاه موسیقیهنر پارسه
88824774-88302969

آموزشگاه موسیقی

بازدید :289
پنجشنبه 16 دی 1395زمان :13:20
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه داریم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند. بسیاری از پدران و مادران که در دوران کودکی و نوجوانی توفیق یادگرفتن یکی از شاخه های هنر موسیقی را نداشته اند، هم اکنون با علاقه به موسیقی گوش می دهند و در عوض سعی میکنند تا فرزندان خود را از فراگیری این هنرروح نواز محروم نکنند.

کدام ساز

اولین سئوال برای هنرآموز یا والدین او این است که کدام ساز را آموزش ببیند و یا اینکه به رشته خوانندگی قدم بگذارد؟ کارشناسان آموزش موسیقی معتقد هستند که :

“نوع ساز به هیچ وجه مهم نیست، نباید انتظار داشته باشید که فرزند شما همانند فلان موسیقی دان مهارت ساز زدن پیدا کرده و الگوهای قدیمی را دنبال کند. مهم آن است که فرزند شما بتواند با ساز انتخابی ارتباط برقرار کند و بتواند نوآوری های جدیدی در نواختن یا استفاده از ساز داشته باشد، موفقیت یعنی همین.”

امروزه اغلب کودکان با سازهایی مانند ویلن، ریکوردر و یا پیانو در شاخه غربی و با سازهایی چون سه تار و سنتور در شاخه ایرانی کار را آغاز می کنند. اما نکته مهم آن است که بتوان در مدت فراگیری، تشخیص داد که آیا کودک با ساز خود ارتباط لازم را برقرار کرده یا خیر؟ اگر کودک شما بی صبرانه منتظر فرا رسیدن زمان کلاس خود می شود و یا اغلب با ساز خود خلوت می کند شک نکنید که انتخاب درستی انجام داده اید.

مشخص کردن علاقه فرزند

برای پیدا کردن اینکه فرزند شما به چه سازی علاقه دارد و یا از چه سبک موسیقی بیشتر لذت میبرد، بکار بردن پیشنهادهای زیر می تواند مفید واقع شود :

1.امکان گوش دادن و مشاهده نحوه نواختن انواع سازهای ممکن را بدون آنکه او متوجه شود شما هدف خاصی را دنبال می کنید برای او فراهم نمایید.

2.هنگامی که با هم از رادیو ضبط به موسیقی گوش می دهید و یا به کنسرت رفته اید راجع به سبک موسیقی – کلاسیک، اصیل، پاپ و … – با او صحبت کنید.

3.فقط به فکر انتخاب ساز نباشید، موارد دیگری نیز مهم است. بعنوان مثال هنرجویان کودک گیتار بیس به مراتب کمتر از هنرجویان کودک فلوت یا ریکوردر هستند. ممکن است با فرستادن فرزند خود به کلاس گیتار بیس – که به احتمال زیاد خلوت است – ذوق موسیقی در او کمرنگ شود حال آنکه اگر به کلاس فلوت فرستاده می شد به علت شرکت بیشتر هم سن و سالهای او، علاقه به موسیقی در او متبلورتر می گشت.

4.قبل از قول دادن به کودک که فلان ساز را برایش خواهید خرید از قیمت آن مطلع شوید تا با بودجه شما هماهنگی داشته باشد.

5.به احتمال زیاد فرزند شما در اوایل کار از دشوار بودن یادگیری شکایت خواهد کرد، توجهی نکنید و تنها سعی کنید او را تشویق به یادگیری کنید.

6.تجربه نشان داده است که سازهایی مانند ریکوردر یا پیانو برای شروع کار کودکان مناسبتر هستند و برعکس سازهای مضرابی یا آرشه ای دشوار تر، لذا جز در موارد خاص سعی نکنید که این قانون را زیر پا بگذارید. پس از چند سال تمرین و آشنایی با موسیقی فرزند شما می تواند ساز اصلی خود را انتخاب کند.

7.علاوه بر همه موارد بالا باید دقت کنید که آیا در منزل خود فضای نگهداری ساز را دارید یا خیر؟ و اینکه سر و صدایی که این ساز ایجاد خواهد کرد آیا ممکن است مزاحم زندگی دیگران شود؟ شاید قبول نکنید ولی همین موضوع اخیر می تواند مانع تمرین و پیشرفت فرزند شما شود.

آیا فرزند شما آماده فراگیری موسیقی است؟

بسیاری از اساتید موسیقی معتقد هستند که اگر فرزند خود را زودتر از آنچه لازم است به کلاسهای موسیقی بفرستید ممکن است، استعداد موسیقی آنها را برای همیشه کور کنید. کودک ممکن است در صورت برخورد با دشواری های فراگیری ساز نا امید شود و اعتماد بنفس خود را برای مدت زیادی از دست دهد، این امر می تواند برای او در سایر زمینه های زندگی از جمله مدرسه نیز مضر باشد. بسیاری از کودکانی که در سنین زیر ۸ سال به کلاسهای آموزش موسیقی جدی فرستاده می شوند دچار چنین مشکلاتی خواهند.

1.اگر از زیر ۸ سال می خواهید موسیقی را وارد زندگی فرزند خود بکنید، فلوت ریکوردر بهترین انتخاب است. تجربه نشان داده است از زمانی که کودک انگشتان خود را با اختیار به حرکت در می آورد، می تواند هنرآموز فلوت باشد.

2.برعکس مورد اول پیانو را باید زمانی شروع کرد که کودک حد اقل بتواند در حالت ایستاده به کلاویه ها تسلط نسبی داشته باشد و قدرت فیزیکی آن برای فشار دادن کلاویه ها کافی باشد.

3.سازهای زهی از خانواده ویلن معمولا” از سن شش سالگی زودتر شروع نمی شوند، ضمن اینکه یقینا” باید با سازهایی در ابعاد کوچکتر مثل یک هشتم یا یک چهارم آموزش را آغاز کرد.

4.سازهای بادی – بجز فلوت ، ریکوردر – معمولا” هنگامی شروع می شوند که دندانهای اصلی کودک رشد کرده باشند و کودک قدرت کافی برای دمیدن در ساز را دارا باشد. همچنین چون این سازها کمتر در ابعاد کوچکتر موجود هستند باید دقت کرد که آیا وضعیت فیزیکی کودک توانایی اجرای ساز را دارد یا خیر.

5.سازهای مضرابی مانند سه تار، گیتار و … که در ابعاد کوچکتر هم وجود دارند برای کودکان زیر ۸ سال توصیه نمی شوند.

6.نکته بسیار مهم آنکه فرا گیری مهارت های آوازی برای کودکان و نوجوانان بصورت جدی برای سنین پایین ۱۵ سال توصیه نمی شود. اما کلاس های آواز خوانی دست جمعی از سن سه سالگی با عث رشد علاقه آنها به موسیقی خواهد شد.

آموزشگاه موسیقی

بازدید :326
شنبه 20 آذر 1395زمان :9:23
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بسیاری از دست اندرکاران موسیقیبخصوص آنها که دستی در آهنگسازی دارند، با بداهه نوازی میانه خوبی ندارند، حتی برخی بداهه نوازی را معادل باز کردن دهان و صحبت کردن بدون فکر و برنامه از پیش تعیین شده می دانند. اما اگر نگاه کوتاهی به تاریخ موسیقی بیندازیم به دفعات با ماجراهای خلق آثار ارزشمند موسیقی بصورت بداهه برخورد خواهیم کرد.

در واقع اگر تنها به دو نکته توجه داشته باشیم، خواهیم دید که خلق آثار موسیقیبصورت بداهه نیز می تواند قابل احترام و یا حتی با ارزش تر از آثاری باشد که به روشهای آکادمیک خلق و تهیه شده اند. به این دو نکته توجه کنید:

i –بداهه نواز دانش و توانایی های یک آهنگساز تمام عیار و حرفه ای را دارد.

ii –بداهه نواز تمام مراحلی که آهنگساز معمولی باید بصورت آکادمیک در مدت زمان قابل ملاحظه ای طی کند تا به یک اثر هنری برسد را در ذهن خود می پروراند و در حین اجرای موسیقیطی کرده آنرا اجرا می کند.

بـاخ – Johann Sebastian Bach

باخ در زمان حیات شهرت چندانی در مقام آهنگساز نداشت و معمولا برچسب کهنگی سبک و از مد افتادگی به آثارش زده می شد. اما پس از یکصد سال با کشف آثار او و مشخص شدن ارزش هنری آنها، امروزه نه تنها او را بعنوان یک نابغه موسیقیمی شناسند بلکه نام او بعنوان بزرگترین بداهه نواز اروپا شهرت جهانی دارد.

در تاریخ موسیقیآمده است که زمانی یکی از نوازندگان مشهور ارگ اهل کشور فرانسه برای مقابله با باخ به شهر آمده بود. اما او به محض شنیدن صدای ساز او از دور دست، هنگامی که تنها در حال گرم کردن خود برای مسابقه بود، بدون آنکه وارد کلیسا شود با قطار بعدی شهر را ترک کرد.

مهارت بداهه نوازی باخ، نقطه قوت آموزش هایش بود، او معمولا به منظور اینکه به شاگردانش معنای فی البداهه ساختن را به صورت عملی نشان دهد، معروف ترین آثارش را در چند نسخه متفاوت می نوشت و از شاگردانش می خواست که آنها را اجرا نماید. (از همین جا می توان به این نکته پی برد که بداهه نواز معمولا طرحی از موسیقیمورد نظر خود را در ذهن دارد و به هنگام اجرای آنرا بگونه ای متفاوت – از زوایای مختلف – می نوازد.)

موتزارت – Wolfgang Amadeus Mozart

حتی اگر تاریخ موسیقیرا مطالعه نکنیم و تنها به تماشای فیلم Amadeus – با قبول مستند بودن – بسنده کنیم، بدون شک متوجه محبوبیت موتزارت بر خلاف باخ، در دوران زندگی اش خواهیم شد. اما موتزارت نیز در ابتدا در در مقام یک بداهه نواز، کسی که به سرعت می تواند ایده های موسیقی را پرورش داده و اجرا کند به شهرت رسید و بعدها با بزرگ تر شدن و پختگی در مقام آهنگساز و احیاناً نوازنده پیانو به شهرت رسید.

در قسمتی از زندگی موتزارت می خوانیم روزی قرار بر این بود که او به همراه کلمنتی (Muzio Clementi) در یک مسابقه نوازندگی پیانو در مقابل پاپ به نوازندگی بپردازند و جالب اینجا بود که قسمت انتهایی مسابقه، اجرای هم زمان بداهه نوازی توسط دو موسیقیدان مشهور زمانه بود.

بتهوون – Ludwig van Beethoven

بتهوون نیز همانند موتزرات در ابتدا بخصوص در وین شهرت آهنگسازی نداشت، اما در همان ایام بعنوان یک بداهه نواز بی مانند مورد تحسین قرار می گرفت. در واقع پس از گذشت ده سال کامل از محبوبیت او به عنوان یک بداهه نوازی برجسته در شهر وین، آوازه نبوغ او در موسیقیو آهنگسازی به تدریج به گوش جهانیان رسید. این هنرمند برجسته تا آخر عمر بسیاری از کارهای بزرگ خود را با بداهه نوازی تهیه کرد.

یکی از بزرگترین آرزوهای بتهوون ملاقات با موتزارت و شاگردی او بود ولی همانطور که می دانید متاسفانه این دو تنها یک بار در یک مهمانی با یکدیگر روبرو شدند و بتهوون از این تنها فرصت دیدار موتزارت استفاده کرد و از او خواست تا نت هایی برای بداهه نوازی در اختیارش قرار دهد. در همین زمان هنگامی که بتهوون به نوازندگی مشغول بود، موتزارت به همکارش توماس اتوود (Thomas Attwood آهنگساز و نوازنده ارگ انگلیسی) تاکید کرد “شهرت این جوان روزی زبانزد خاص و عام خواهد شد” .

شوبرت – Franz Schubert

علاقه بیش از حد شوبرت به آواز و موسیقیبا کلام باعث شده بود که او نیز ابتدا بعنوان یک بداهه نواز ماهر پیانو در موسیقی مطرح شود. حتی در تاریخ می خوانیم که او بسیاری از اوقات در کافه ها و مراکز تجمع مردم به نواختن پیانو می پرداخت و آثاری که بتدریج در زمره کارهای او در آمدند را در همین ایام بصورت بداهه تجربه کرده بود.

شوپن – Fredric Chopin

شواهد زیادی در دست است که شوپن نیز بیشتر قطعات خود را بصورت بداهه و پشت ساز تنظیم نموده است، هر چند او به دلیل خصوصیات اخلاقی و روحی که داشت کمتر در جمع به بداهه نوازی می پرداخت و تنها در حضور دوستان و نزدیکان دست به اینکار می زد.

لیست – Franz Liszt

لیست به خوشگذارنی و تفریح بیش از حد مشهور بود و مشخصه بزرگ کنسرتهای او در این بود که در انتهای آنها با استفاده از تم های موسیقیهای اجرا شده اقدام به بداهه نوازی می کرد. حتی هنگامی که برای اجرا به شهری دعوت می شد به سالن های موسیقی شهر می رفت تا با موسیقی آنها آشنا شود و بتواند به هنگام بداهه نوازی از تم های آشنای آنها استفاده کند.

برامس – Johannes Brahms

برامس در زمان کودکی از نوازندگی پیانو در رستوران ها مخارج زندگی خود را تامین می کرد. او این توانایی را داشت تا قطعات مشهوری را که در مکانهای مختلف وین می شنود بصورت بداهه اجرا کند و به همین علت نوازندگی او بسیار مورد توجه مخاطبین قرار داشت.

شهرت برامس هنگامی آغاز شد که شومان (Robert Schumann) در یکی از اجراهای سونات ویولن بتهوون که توسط برامس اجرا می شد، شرکت نمود. در آن اجرا به دلیل کوک نبودن پیانو، برامس برای اینکه بتواند با ویولن هم نوازی کند مجبور شد قطعه مورد نظر را در کلید دیگری بنوازد! (از مهمترین توانایی یک بداهه نواز تمام عیار اجرای قطعه بر روی هر کلیدی است.)

دبوسی – Claude Debussy

دبوسی بداهه نوازی را عمده مهارت هنری خود می شمرد و بارها اظهار کرده بود که کلیه خلاقیت هایش از طریق شنیداری صورت پذیرفته است. این نکته به خوبی در نحوه آرایش ملودی ها و استفاده از آکوردها در کارهای منتشر شده دبوسی مشهود است. او هموراه معتقد بود با عشقی که به صدای پرطنین دارد اجازه می دهد بداهه نوازی اجرای او را به جلو ببرد.

نتیجه گیری

در هر صورت با مطالعه تاریخ موسیقیو کنار هم قرار دادن قرائن، بنظر می رسد که می توان به این نتیجه رسید که نحوه خلق آثار موسیقی در گذشته بر خلاف امروز که بیشتر بر پایه روشها و مدلهای آکادمیک است بیشتر بر پایه بداهه نوازی استوار بوده است. تنها نکته ای که جای تاسف دارد آن است که در آن دوران امکان ضبط این بداهه نوازی ها تا مدتها وجود نداشته و تنها راه ماندگار کردن آنها، گردآوری این قطعات بصورت نت موسیقی بوده است.

متاسفانه آنچه امروز باعث شده تا قبول کردن این موضوع یعنی خلق آثار هنری بصورت بداهه نزد ما دشوار باشد، چیزی جز نفوذ تفکر مهندسی و سعی در ساختاردادن به نحوه خلق آثار هنری نبوده است. راه دور چرا برویم؛ لحظه ای به تاریخ موسیقیدستگاهی ایرانی توجه کنید، آیا هیچ فکر کرده اید که چرا هنوز پایه و اساس این سبک موسیقی ایرانی بر بداهه نوازی استوار است؟

بسیاری از کسانی که نمی خواهند بداهه نوازی کنند بیشتر بیم آنرا دارند هنگام اجرا نت غلطی را بزنند که بد صدا باشد و یا چنانچه با یک گروه مینوازند از این موضوع میترسند که از هارمونی گروه عقب یا جلو بیفتند.

به این نکات توجه کنید:

– در موسیقیJazz اصلا” نگران زدن نت اشتباه نباید بود چون شما به محض اینکه احساس کردید نتی را اشتباه زدید با نیم پرده بالا یا پایین رفتن بدون شک میتونید حداقل به نتهای هفتم یا نهم یا سیزدهم و… هارمونی لحظه ای خواهید رسید.

– جدای از این موضوع اگر به کارهای افرادی مانند تلونیوس مانک (Thelonious Monk) گوش کرده باشید، متوجه خواهید شد که چنانچه کاربرد صحیح نت ها را بیاموزیم می توان به جرات گفت که اصلآ نت فالش (false) معنی ندارد و همه نتها در هر گامی قابل اجرا هستند.

– برای احتیاط بیشتر اگر در بداهه نوازی خیلی تجربه ندارید، سعی کنید شروع ها و فرودهای ملودیهای شما روی نت های اول، سوم، پنجم یا هفتم گام باشد، همین کافی است تا ملودی بداهه شما حداقل بد صدا نباشد.

– اگر حس کردید که از هارمونی عقب افتادید یا احیانا”‌ جلوتر هستید باز نگران نباشید چون معولا” هارمونی در سیکلهای ۴ یا ۸ یا ۱۲ یا ۱۶ میزانی تکرار می شود. لذا دست پاچه نشوید و با رعایت نکته پاراگراف بالا ادامه بدید تا به اول Progression برسید.

– تا اینجا شما مطمئن هستید که ملودی که میزنید بد صدا نیست خب این کافی نیست باید خوش صدا هم باشد. یک نکته مهم در خوش صدا بودن ملودی که هیچ ربطی به به خلاقیت ندارد، علاقه مردم به تکرار در موسیقیاست. مردم دوست دارند یک جمله موسیقی را بیش از یکبار بشنوند پس هرگز سعی نکنید دائمآ ملودی های جدید اجرا کنید چون در پایان کار حتی یک ثانیه از موسیقی شما در ذهن هیچکس بجا نخواهد ماند.

– بالای ۸۰ درصد ملودی های موسیقیJazz روی نتهای چنگ استوار شده است و اغلب کسانی که بداهه نوازی Jazz میکنند با این نتها حرکت میکنند تا روی یک نت مناسب فرود بیایند. پس سعی نکنید از بزرگان Jazz بزرگتر باشید بنابراین به همین نتهای چنگ قانع باشید و تمرینهای خود را با این نتها انجام بدید تا با تسلط بتوانید از آنها استفاده کنید.

در پایان بدانید که هیچ چیز به اندازه گوش کردن به موسیقیJazz و تمرین همزمان هنگامی که موسیقی در حال پخش است نمیتواند قوه بداهه نوازی شما را پرورش دهد.

آموزشگاه موسیقی



مشاهده پست مشابه : مفهوم ریتم در کیبورد
بازدید :517
شنبه 13 آذر 1395زمان :12:08
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مجید بهبهانی:

ريتم در حقيقت ترجمه واژه Style است به معناي يك سبك يا الگوي موسيقايي كه به غلط در بين نوازندگان ايراني ريتم ناميده مي‌شود.

اما به هرحال منظور از استايل ( يا همان ريتم ) قطعه‌اي آهنگين شامل سازهاي مختلف است كه توسط سكوانسر دستگاه به طور خودكار نواخته مي‌شود و نوازنده با آكوردگيري تناليته آنرا تغيير مي‌دهد و در حقيقت از آن به عنوان اركستر همراهي كننده استفاده مي‌كند.

در بين كيبورد ارنجرها با افزايش تكنولوژي و قيمت دستگاه، ساختار استايل‌ها پيچيده‌تر مي‌شود تا آهنگ واقعي‌تر و متنوع‌تر برسد و شنونده باور كند كه اركستري واقعي، نوازنده كيبورد را همراهي مي‌كند.

در اغلب دستگاه‌ها يك استايل از بخش‌هاي مختلفي تشكيل شده است. اين بخش‌ها عمدتا عبارتند از:

در مدل‌هاي ارزان‌ قيمت يك سري استايل ثابت در دستگاه وجود دارد و نوازنده ملزم به استفاده از همان نمونه‌هاي پيش‌فرض است. براي مثال مي‌توان به دستگاه CASIO CT-680 اشاره نمود. كه از 110 استايل ثابت تشكيل شده و هر استايل از 6 بخش بنام‌هاي CODA, ENDING, FILL IN, BREAK, INTRO (LONG), INTRO تشكيل شده است.

اما در مدل‌هاي پيشرفته و گران‌قيمت‌تر دستگاه به نوازنده اجازه مي‌دهد، تا استايل را به سبك خود خلق كند و به اصطلاح دستگاه قابليت ريتم‌سازي دارد.

در بين دستگاه‌هايي كه قابليت خلق استايل دارند نيز تفاوت‌هاي چشمگيري وجود دارد، يكي از اين تفاوت‌ها تعداد قطعه‌هاي يك استايل است، براي مثال در كيبورد YAMAHA PSR-510 هر استايل از 7 بخش به شرح زير تشكيل شده:
INTRO, MAIN A, MAIN B, FILL IN 1, FILL IN 2 (*2), ENDING

تفاوت مهم‌تر در ساختار هر قطعه است، كه مثلا در دستگاه فوق هر يك از قطعات ذكر شده از 8 كانال به شرح زير تشكيل شده‌اند:
RHYTHM1, RHYTHM2, BASS, RHYTHMIC CHORD1, RHYTHMIC CHORD2, PAD CHORD, PHRASE1, PHRASE2

اين كانال‌ها معمولا بين يك تا چهار ميزان تكرار شونده دارند كه از آهنگساز خواسته مي‌شود تا خطوط درام و پركاشن را در طي اين ميزان‌ها نواخته و خطوط باس و همراهي كننده را تحت يك آكورد مشخص ( معمولا دو ماژور ) بنوازد. سپس كانال‌هاي نواخته شده توسط دستگاه ضبط مي‌شود و با روشن كردن ريتم،‌ ميزان‌هاي ضبط شده مرتب تكرار مي‌شوند.

هنگامي كه نوازنده آكورد را تغيير مي‌دهد، كانال‌هاي همراهي كننده با توجه به آكورد گرفته شده، از دو ماژور به آكورد مورد نظر تغيير مي‌يابند.

يكي از مشكلاتي كه در دستگاه‌هاي با قيمت متوسط وجود دارد، اين است كه فرايند تغيير آكورد يك حالت ثابت دارد، به عبارت ديگر اگر نوازنده آكورد "رمينور" را بنوازد، دستگاه دوماژور ضبط شده را به رمينور انتقال مي‌دهد و تفاوتي نمي‌كند كه نوازنده رمينور را با كدام نت‌ها نواخته است. ( يك آكورد را مي‌توان در قسمت‌هاي مختلف يك ساز با استفاده از نت‌هاي هم‌آهنگ نواخت ).

اين باعث مي‌شود كه تنوع آكوردها محدود شود و بعضا برخي آكوردها به طرز زيبايي انتقال پيدا نكنند.

دستگاه‌هاي پيشرفته اين مشكل را به شيوه‌هاي مختلفي حل كرده‌اند، براي مثال در KORG Pa80 يا Pa50 Sampler ساختار ريتم به صورت زير است:

همانطور كه گفته شد، به طور كلي بخش Style در اغلب كيبوردها از اجزاي زير تشكيل شده است:

الفتعدادي استايل يا ريتم‌‌هاي ثابت و يا قابل برنامه‌ريزي ( در صورتيكه دستگاه قابليت ريتم‌سازي داشته باشد )

ب)بخش‌هايي مانند Intro, Fill, Ending كه بخش‌هاي مختلف يك استايل يا ريتم را تشكيل مي‌دهند.

ج )كانال‌هايي مانند Drum, Percussion, Bass, Accompaniment كه اجزاي بخش‌هاي بالا را تشكيل مي‌دهند.

همچنين گفته شد، كه با پيشرفته شدن دستگاه‌هاي مختلف تعداد اين اجزا بيشتر و قابليت برنامه‌ريزي آن‌ها گسترده تر مي‌شود.

اما ببينيم اين اجزا در KORG Pa80, Pa50 Sampler چگونه تعريف شده است:

در اين دستگاه به صورت پيش‌فرض حدود 304 استايل وجود دارد و 48 فضاي خالي براي خلق ريتم توسط آهنگساز در نظر گرفته شده است.

هر استايل از خود از ده بخش Variation 1,2,3,4, Intro 1,2, Fill 1,2, Ending 1,2 تشكيل شده است كه به هر يك از اين بخش‌ها اصطلاحا يك Style Element يا به طور خلاصه E مي‌گويند.

هر Style Element خود از اجزاي كوچكتري بنام Chord Variation يا به اختصار CV تشكيل شده است. نحوه تخصيص اين اجزاي به طوري است كه Variation1,2,3,4, از حداكثر شش CV و مابقي Style Elementها از دو CV تشكيل شده‌اند.

اما CVها چيستند، CV در حقيقت مجموعه‌اي از Track Sequenceها يا كانال‌هاي درام، پركاشن، باس و ... هستند. در ارنجر Pa80, Pa50 Sampler هر CV از هشت كانال بنام‌هاي DRUM, PERC, BASS, ACC1,2,3,4,5 تشكيل شده است.

بسيار خوب، اما كاربرد اين تركيب پيچيده چيست؟

همانگونه كه در بالا ذكر شد، در اكثر دستگاه‌ها هنگام ريتم‌سازي آهنگ‌ساز كانال‌هاي همراهي كننده را ( مثلا ACC1) تحت يك آكورد مشخص ( غالبا تركيبات دو ماژور ) ضبط مي‌كند و بعدها هنگامي كه نوازنده آكورد را در حين نواختن آهنگ تغيير مي‌دهد، دستگاه به طور خودكار آكورد ضبط شده را به وضعيت جديد تغيير مي‌دهد.

اما نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه انتقال آكوردها هميشه با مشكلاتي به همراه بوده است، براي مثال يك آكورد Dm7 را مي‌توان در قسمت‌هاي مختلف كيبورد نواخت، اما در روش انتقال ثابت فقط يك صدا از دستگاه توليد مي‌شود يا در هنگام ريتم‌سازي آكورد ماژور ضبط مي‌شود اما هنگام نوازندگي براي نواختن يك آكورد مينور انتقال با مشكلاتي روبروست.

اگرچه دستگاه‌هاي مختلف راه‌كارهايي را براي رفع اين مسائل تعبيه كرده اند اما در Pa80,Pa50 Sampler دستگاه اين قابليت را در اختيار شما قرار مي‌دهد، تا براي هر Style Element بين دو تا شش الگوي مختلف شامل دارم، پركاشن، باس، و پنچ خط همراهي كننده تهيه كنيد و دستگاه با توجه به نوع آكوردي كه مي‌نوازيد يكي از اين الگوها را بكار مي‌گيرد.

البته كرگ، اصراري بر اين ندارد كه شما هنگام ريتم سازي حتما شش Cv كامل براي هر Variation خود ضبط كنيد، اما توصيه مي‌كند براي بخش‌هاي Intro1 و Ending1 حتما دو الگوي CV يكي بصورت ماژور و يكي بصورت مينور ضبط نماييد.

آموزشگاه موسیقی

بازدید :345
شنبه 29 آبان 1395زمان :16:43
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

موج نو

نویسنده:مجید بهبهانی

سالهاست که ساز کیبورد در ایران در ارکسترهای پاپ و مجالس و جنگهای شادی و ... به چشم می خورد و هنوز دید دوگانه ای نسبت به این ساز وجود دارد.

بسیاری از بزرگان موسیقی کشور، کیبورد را به عنوان یک ساز قبول ندارند و حتی در هنرستان و دانشکده های موسیقی ایران نیز رشته ای برای فراگیری این ساز وجود ندارد و اساتید موسیقی ایران عمدتاً معتقدند که برای نوازندگی کیبورد باید پیانو را فرا گرفت و سپس تکنیکهای پیانو را روی کیبورد پیاده کرد.

این دید ناشی از این است که کیبورد را سازی غیر مستقل و مشتق شده از پیانو می دانند و معتقدند که بهترین مسیر برای یادگیری نوازندگی کیبورد، همان یادگیری پیانو است. باز این دیدگاه خیلی بهتر از دیدگاه عامیانه است که تصور می کنند کیبورد (به زعم آنان ارگ) همه چیز را خودش اجرا می کند و نوازنده فقطstop/stat می کند (چیزی شبیه کار Dj).بد نیست با نگاهی به تاریخچه کیبورد و شناسایی نسلهای این ساز، کمی بیشتر با آن آشنا شویم و علت این دیدگاه ها را بررسی کنیم.

میدانیم که ارگ (Organ) از مهمترین سازهای قرون وسطی (1000 – 1450) است که بسیاری از علوم مهم موسیقی مانند گام و فواصل تمپره، کنترپوان، بافت های هموفونیک و پولی فونیک و هارمونی و... بر روی این ساز و توسط نوازندگان این ساز شکل گرفت.

سخت ترین نت خوانی مربوط به ساز ارگ بوده که بر روی سه خط حامل (خط پایین برای پدالهای باس، خط وسط برای دست چپ و خط بالا برای دست راست) نوشته می شد. وسعت این ساز چیزی در حدود 5/9 اکتاو (دو اکتاو بیشتر از پیانو های امروزی) بوده است.

از سال 1709 که پیانو توسط کریستوفری اختراع گردید، بسیاری از ارگ نوازان به نوازندگی پیانو پرداختند و تکنیکهای چند صد ساله ارگ را به پیانو منتقل نمودند. بسیاری از آثار یوهان سباستیان باخ (ارگ نواز و آهنگساز شهیر آلمانی) که امروزه با پیانو نواخته می شوند، برای ارگ (و حتی قبل از اختراع پیانو) نوشته شده بودند.

با اختراع ساز پیانو و ورود به دوره های کلاسیک و رمانتیک، پیانو شدیداً مورد توجه نوازندگان و آهنگسازان قرار گرفت و نقش ارگ که مهمترین ساز تا آن دوره بود کمرنگ شد و این روند تا سال 1934 که لارنس هاموند ارگ برقی خود به نامHammond organ را ارائه کرد، ادامه داشت.

در آن سالهااز طرفی نوازندگی پیانو به سبب تلاش بزرگانی مثل چرنی(1791 – 1857)، لیست (1811 –1886)، شوپن (1810 – 1849) و ... به اوج خود رسیده بود و از طرفی موسیقی جاز از سال 1920 شروع به رشد کرده بود و ساز ارگ به خاطر قابلیتهای زیاد و قدرت مانور بالایش محبوبیتی در میان نوازندگان پیدا کرده بود. از طرف دیگر تب استفاده از وسایل برقی در اروپا و آمریکا در حال گسترش بود و داشتن وسایل برقی را نشان مدرنیته و اشرافیت می دانستند. و همه این عوامل در محبوبیت و فراگیر شدن ارگهای برقی سهیم بودند.

از سال 1934 که ارگهای هاموند به بازار آمد گروه‌های موسیقی گاسپل (که موضوع اصلی آنها باورهای زندگی مذهبی مسیحیان بود) از این ساز استقبال کردند و جیمی اسمیت، نابغه موسیقی جاز که در ابتدا پیانیست بود این ساز را وارد موسیقی جاز کرد. این نسل اول ارگهای الکترونیکی بود که نوازندگان آن عمدتاً یا پیانیست بودند و یا همان ارگ نوزان مکتب قدیم بوده‌اند که به دلیل تنوع صدای ارگ‌های برقی و تهیه آسان آن به این ساز روی آورده بودند (ارگ‌های قدیمی بسیار بزرگ و پیچیده و غیرقابل حمل و گران بودند). نسل دوم ارگ‌های الکترونیکی که کیبورد نامیده می‌شوند امکانات بیشتری را در اختیار نوازنده قرار می‌دادند.

وجود صداهای مختلف، ریتم‌های متنوع، آکوردها و همراهی‌های اتوماتیک و امکان خلق صداهای جدید و غیرواقعی از جمله امکاناتی است که این کیبوردها در اختیار نوازنده قرار می‌داد و بنابراین نوازنده مجبور بود علاوه بر نوازندگی‌ روی کلاویه‌ها، طرز کار ساز و استفاده از آبشن‌های مختلف را نیز بیاموزد.

در این دوره، نوازندگان به دلیل رویارویی با صداهای جدید و امکانات غیرقابل تصوری که ساز کیبورد به آنها ارائه می‌کرد، دچار نوعی شیفتگی شدند و به طرز افراطی از صداها و افکت‌های غیرطبیعی در کارهایشان استفاده می‌کردند. گاه همه هدفشان خلق صداهای جدید و عجیب بوده و سیتی‌سایزرها نیز این امکان را به آنها می‌دادند.گاه دیده می‌شد که در کنسرت‌ها و اجراهای زنده، نوازنده کیبورد، قطعه را از پیش در حافظه دستگاه قرار می‌داد و در هنگام اجرا کار خاصی انجام نمی‌داد.

در حقیقت نوازندگان کیبورد نسل دوم بیشتر دچار نوعی تکنولوژی‌زدگی و سوءاستفاده از امکانات کیبورد و گاه عوام فریبی بودند. کافیست نگاهی به کلیپ‌های موسیقی چند دهه پیش بیندازیم و ببینیم که نوازندگان کیبورد چگونه با حرکات نمایشی قصد بزرگنمایی کار خود و گاه را دارند. این نسل هرگز قدرت نوازندگی نسل قبلی خود را نداشته و دچار ابتذال و انحرافات زیادی شده است. اغلب اوقات سعی می‌کردند تا به وسیله کیبورد کاری کنند که در توان سازهای دیگر نباشد. گاه در استفاده از صدای یک ساز، از گستره صوتی آن خارج می‌شدند و یا تکنیک‌هایی که در توان اجرای آن ساز نبود را با آن اجرا می‌کردند و هر نوع بدعت‌گذاری را خلاقیت می‌نامیدند.

آنها بیشتر از اینکه روی تکنیک و نوازندگی خود کار کنند، روی کار با دستگاه و ترکیب صداها و افکتها و ... کار می کردند.با پیشرفت تکنولوژی و علم صدابرداری و ورود سمبل‌ها به عرضه موسیقی و تکراری شدن و فروکش کردن تب موسیقی الکترونیک خیال‌پردازانه و ظهورsample player ها که نسل بعدی سینتی‌سایزرها بودند نوازندگانی پا به عرصه گذاشتند که گویا از نوازندگی نسل قبل خود خسته و عاصی بودند.آنها برای استفاده بهتر از صداهای مختلف به مطالعه ارکستراسیون و سازشناسی پرداختند و بجای به استهزاء گرفتن سازهای دیگر، به گوش کردن دقیق‌تر آن سازها پرداختند. برای آنها، کیفیت اجرا و موزیکالیته از هرچیز دیگری مهمتر بود.

موارد مهمی که سال‌ها بود که جدی گرفته نمی‌شد دوباره اهمیت پیدا کرد و کتاب‌هایی برای بسط و گسترش تکنیک‌های کیبورد تالیف گردید، نوازندگان نسل سوم با بهره‌گیری از تکنیک‌های جدّ خود (ارگ) و تکنولوژی جدید، شیوه‌ای نو در نوازندگی را بنا نهادند و وابستگی خود را به پیانو قطع کردند (گرچه تکنیک‌های پیانو از همان ابتدا از ارگ به عاریت گرفته شده بود).

امکانات بسیار زیاد دستگاه و صداهای بسیار طبیعی و کلاویه‌های حساس کیبوردهای جدید نوازنده را مجبور کرده است تا برای استفاده درست از آنها، علومی مثل سازشناسی ریتم‌شناسی، سبک‌شناسی، هارمونی و ... را نیز در کنار نوازندگی روی کلاویه‌ها، فرا بگیرد.مثلاً برای اجرای یک قطعه گیتار فلامنکو روی کیبورد، نوازنده باید با گیتار فلامنکو، تکنیکهای رایج آن، ریتمهای فلامنکو و ... آشنا باشد و یا مثلاً برای نوازندگی بالابان (دودوک) باید علاوه بر آشنایی با این ساز بتواند از امکاناتی نظیر پدال دمپر، پیچ بند (pitch bend)، لایت بند (light bend)، حساسیت لمس کلاویه (tuch sensivity) و ... به خوبی استفاده کند که این نیازمند داشتن گوشی قوی و حساس و دقت و توان اجرایی بالا می باشد.

به همین دلیل است که در اکثر ارکسترهای پاپ امروزی، نوازنده کیبورد، رهبر و یا سرپرست گروه است.یک نوازنده نسل سوم کیبورد این قابلیت را دارد (باید داشته باشد) که اگر در یک ارکستر مثلاً نوازنده گیتار بیس مشکلی برایش پیش آمد و در اجرا حاضر نشد، (نوازنده کیبورد) نقش او را دقیقاً اجرا کند.

در کشورهایی که دید بازتری نسبت به موسیقی دارند، سالهاست که نوازندگی کیبورد را در رشته های خود جای داده و برای آن کتب و سرفصل های آموزشی تعیین نموده اند ( دانشگاه ها و آکادمی هایی مثلBerkeley ، Mel bay،Trinity و ...).در ایران نیز موج جدیدی از نوازندگان نسل سوم کیبورد در حال شکل گیری است که شاید بتوان گفت بیشتر پیرو نوازندگان نسل اول (نوازندگان سبک جاز) هستند و البته راه زیادی برای رسیدن به استانداردهای نسل سوم ندارند چرا که ایران نسل دوم نوازندگی کیبورد را بهتر از هرکجای دیگر دنیا تجربه کرده است و می توان آینده خوبی را برای نوازندگی کیبورد در ایران پیشبینی کرد، البته این در حالی است که در ایران هنوز کیبورد و ارگ را یکی می دانند.

آموزشگاه موسیقی



مشاهده پست مشابه : SD Maid Pro 4.2.3 بهینه سازی و پاکسازی دستگاه اندرویدی

تعداد صفحات :1

درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آرشیو
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
آمار سایت
  • کل مطالب : 17
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1
  • بازدید ماه : 1
  • بازدید سال : 1
  • بازدید کلی : 1
کدهای اختصاصی